تصویر متعلق به شهرک سازمانی شرکت کاغذ پارس
شرکت گروه صنایع کاغذ پارس که از سال 1346 در نزدیکی شهر شوش دانیال واقع در استان خوزستان و در منطقهای به نام هفتتپه شروع به کار کرده است در اوایل دههی 90 و در پی خصوصیسازیهای پیدرپیِ دولت سرمایهداری ایران به بخش خصوصی واگذار شد. در طی این سالها و با ادامهی روند خصوصیسازی، در کمیت و کیفیت امکاناتی که در اختیار کارگران قرار داشت تغییرات بسیاری رخ داده است.
یکی از مهمترین امکاناتی که از کارگران کاغذ پارس گرفته شد، برخورداری از مسکن سازمانی بود که روند حذف آن به تدریج رقم خورد. این مجموعه شامل سه شهرک مسکونی برای کارکنان خود بود. در ازای سکونت در این خانهها، تنها بهایی که کارگران میپرداختند کرایهای ناچیز،معادل حق مسکن مصوب همان سال بود(در واقع شرکت به جای پرداخت بند حق مسکن، خانهای در اختیار آنها قرار داده بود). هزینهی آب وبرق نیز رایگان یا اندک بود. شرکت در دوران دولتی بودنش مسئولیت نظافت و فضاسازی این شهرکها را پذیرفته بود و مرتب به آنها رسیدگی میکرد. با واگذاری کاغذ پارس به بخش خصوصی، کم کم شرکت از انجام این مسئولیتها سرباز زد و تنها برای خانههای مدیران رده بالا این خدمات را ارئه میداد که پس از مدتی آن را هم رها کرد.
مدتی پس از رها کردن شهرکها به حال خود، زمزمهی واگذاری خانهها به کارکنان و بازنشستگان شرکت با قیمتی پایینتر از عرف شنیده شد(با گذشتن از این موضوع که هنگام واگذاری، حتی زمین فوتبال و باشگاه را هم به نحوی فروختند! مکانهایی که بنابر قانون و عرف نباید فروخته شوند چرا که برای مردم آن منطقه ضروریاند). اکثر کارگران با خوشحالی به استقبال این طرح رفتند. کارگرانی که توانستند از این طریق صاحبخانه شوند خوشحال از اقبالی بودند که به آنان روی آورده. کارگران آگاه نبودند که منفعت شخصی آنها علیه منفعت جمعی کارگرانِ آیندهی شرکت و همچنین کارگرانی است که در همان دوره دستشان از این خانهها کوتاه ماند. متأسفانه حیلهی هوشمندانهای از سمت کارفرما زده شد و بدون هیچ اعتراضی شهرکهای سازمانی از کفِ کارگران رفتند.
اما خوشحالی حاصل از این طرح ماندگار نبود و سالها بعد با آمدن کارگران جدید و مشکلات تأمین مسکن در آن منطقه، خشم و نارضایتی افزایش یافت. برای درک بهتر مشکل تأمین مسکن کارگران فعلی شرکت که تعداد کمی هم ندارند(حدود 600 نفر) لازم به ذکر است که شرکت از شهر فاصلهی قابل توجهی دارد. با این وجود به خاطر کمبود کار در منطقه، بسیاری حاضرند روزانه مسافت طولانی را طی میکنند تا به شرکت برسند. در صورتی که در سالهای دولتی بودن شرکت، کارکنان امکان اسکان کمهزینه در شهرکهای مجاور محل کار را داشتند. اما حالا برای تأمین مسکن خود ناچار به پرداخت اجارهبهایی بیش از پنج میلیون تومان و پول رهنی قابل توجه با افزایش سالانه هستند.(مقایسه شود با اجارهبهای خانههای سازمانی که به تقریب برابر با حق مسکن 900 هزار تومانی در سال 1404 و البته بدون پرداخت پول رهن اولیه است!)


شرکت کاغذ پارس پیش از خصوصی شدن به جز خانههای سازمانی، امکانات دیگری را نیز به کارگران میداد که با گذر زمان آنها هم به فراموشی سپرده شدند. حق استفاده از استخر با بهای کمتر از عموم برای کارگران، برخورداری از باشگاه با هزینهی بسیار کم برای آنان و وجود فروشگاه لوازم خانگی برای خرید اقساطی و با قیمت کمتر از جملهی آن امکانات بودند که اکنون هر کدام به نحوی از یاد رفتهاند و از کارگران به ناحق گرفته شدهاند.
هرچند که کارگران در قبال این حملهی بزرگِ بخش خصوصی و دولت، نتوانستند از داشتههای گرانقدرشان پاسداری کنند اما هنوز هم مبارزه برای بازپسگیری این مزایا میتواند در دستور کارشان باشند. البته در سالهای اخیر کارگران کاغذ پارس برای احقاق حقوقی چون تبدیل وضعیت استخدامی خود از پیمانکاری به قراردادی و به خطر افتادن امنیت شغلی خود با متوقف شدن برخی خطوط تولیدی کارخانه و برای دریافت حقوق معوقهشان، اعتراضات و اعتصاباتی را شکل دادهاند. کارگران تاکنون به نتایج دلخواه خود دست نیافتهاند اما مبارزهشان با وجود متحمل شدن هزینههایی چون اخراج موقت یا دائم و پروندهسازیها و احضارها هنوز هم ادامه دارد.
سرمایهداری ایران پای خود را بر گلوی ما کارگران گذاشته و با خصوصیسازیهای پی در پی و با ولعی تمام نشدنی، ذره ذره از حقوقمان میکاهد و تا جایی پیش رفته که ما کارگران داشتن حقی چون خانههای سازمانی و مزایایی از این قبیل که قبلا در اختیار داشتیم را هم فراموش کنیم. ما باید با آگاهی نسبت به حقوق از دست رفتهمان، برای بازپسگیری آنها مبارزه کنیم و همزمان به سوی مطالبات نو نیز برویم.