جنگ ۴۰ روزه
این یادداشت را حدود ۱۰ روز پیش در کانال تلگرام پیکان منتشر کردیم. اکنون دسترسی به اینترنت کمابیش برقرار شده و قصد داریم انتشار مطالب را به روال گذشته از سر بگیریم. با این حال انتشار مجدد این یادداشت در وبسایت را به عنوان نوعی مقدمه پس از این وقفهی طولانی خالی از فایده ندانستیم.
از زمان آغاز جنگ اخیر ما مطلب جدیدی منتشر نکردیم زیرا انتشار مطالب را در شرایط قطع دسترسی به اینترنت و در نبود خوانندگان و مخاطبان کمفایده میدانستیم. اکنون نیز شرایط تفاوت زیادی نکرده است بنابراین همچنان و به ناچار برای از سر گرفتن روند انتشار مطالب جدید صبر خواهیم کرد تا دسترسی مخاطبان به اینترنت، حداقل به طور نسبی، برقرار شود. در طی این زمان ممکن است معدود مطالبی را که مناسب شرایط و وضع و حال حاضر باشند منتشر کنیم.
اما دربارهی جنگ، ما با صدای بلند حملهی تجاوزکارانهی امریکای امپریالیست و سگ زنجیری او در خاورمیانه به ایران را محکوم میکنیم. زنجیرهی جنگ و نسلکشی که امریکا و اسرائیل با حمایت دیگر دولتهای همپیمانشان از مهرماه ۱۴۰۲ و پس از عملیات طوفان الاقصی آغاز کردند جنگی است برای تسلط بر هر گوشه از منطقهی خاورمیانه، و اگر تسلط ممکن نشد ویرانی آن. در جریان همین جنگ دیدیم که امریکا و اسرائیل مدارس، بیمارستانها، کارگاهها، کارخانهها و نیروگاهها را بمباران کردند و در طول چهل روز هر چه پیروزی را دورتر دیدند بر تهدید به ویرانی و فرستادن ایران به عصر حجر افزودند. از زمان آغاز جنگ در غزه تا جنگ ۱۲ روزه و پس از آن ما کوشش کردیم تا از جنبههای مختلف به خطراتی که تهاجم نظامی امپریالیسم امریکا و اشغالگری اسرائیل متوجه کارگران و فرودستان ایران و خاورمیانه میکند بپردازیم و نمونههایی از ایستادگی کارگران سایر کشورها در برابر نسلکشی در غزه، حمله به ایران و دیگر شکلهای مداخلات امپریالیستی در سایر نقاط جهان را معرفی کنیم. اکنون با وضوح بیشتری میتوان دید که این جنگها، شالودههای زندگی اجتماعی در ایران و خاورمیانه را هدف گرفته و طبقهی کارگر و زحمتکشان همهی کشورهای خاورمیانه را نیز به نابودی تهدید میکنند. بنابراین طبقهی کارگر ایران نمیتواند در برابر این جنگ بیطرف و بیتفاوت باشد.
در چنین شرایطی، مبارزه با سلطهی عنانگسیختهی سرمایهداران و کارفرمایان که در طول سالیان از طریق بهرهکشی از جان و زندگی میلیونها کارگر سرمایههای کلان اندوختهاند و اکنون به آسانی و بیمانع کارگران را دستهدسته اخراج میکنند یا کارخانهها و کارگاهها را تعطیل میکنند و تآمین نیازهای ضروری جامعه را به خطر میاندازند یا با صد حیله و فریب و با روشهای پست و حقیرانه تلاش میکنند از شرایط جنگی سود دوچندان ببرند، حتی از پیش نیز ضروریتر است. مقابله با فرصتطلبی، سودجویی و بهرهکشی سرمایهدارانی که سود خود را بر هر چیز مقدم میدارند، و همزمان مراقبت از تآمین نیازهای ضروری جامعه که به دست کارگران تولید میشوند و علاوه بر اینها مقابله با جنگ تبلیغاتی امریکا و اسرائیل و رسانههای مواجببگیر آنها در خانه و محله و محیط کار، اینها وظایف دشوار اما ضروری و دورانسازی هستند که از طبقهی کارگر ایران به حکم موقعیت تاریخی آن، تاریخ نوع بشر انتظار دارد.