
تقدیم به کارگران ایران
آن راستقامتانی که زیر بار فشارها و مصائب فراوان، سر بر بارگاه سرمایه خم نمیکنند و در هر رزمگاهی امید به تغییر را میکاوند.
بیایید ای شاعران!
بالای هر دهان بنفشه و گیتار بکاریم
بیایید ای کارگران!
این دنیای فرتوت را واداریم که شکوفههای گلی شود
بیایید ای کودکان!
رویای فردای در راه را بسازیم
که چطور اختراناش را صید کنیم
همگیتان بیایید…
ظلم تمام میشود
از پس روزگاری که طولانی شد کارش
و شما وارث همهی این جهان گشتهاید
وارث شگفتیاش
ثروتاش و رازهایش
شعر از توفیق امین زیاد

1 دیدگاه دربارهی "مجموعه روایتهای کارگری (2)"
بسیار خوشحالم که شماره 2 این مجموعه ی درخشان منتشر شد. با دیدن این شماره، خاطره ای درباره شماره یک آن دوباره به ذهنم آمد.
شماره قبلی که منتشر شد یک روز اتفاقی مادرم را دیدم که در حال خواندن آن است. بعد از این که قسمت زیادی از روایت های آن را خوانده بود با حالتی تعجب برانگیز پرسید که «این روایت ها واقعیست؟… هنوز هم هستند کسانی که اینطوری در مقابل ظلم و ستم کنار هم ایستادگی کنند؟» من هم در پاسخ گفتم که فکر کنم واقعی باشند. سپس مادرم سکوت پیشه کرده و دقایقی چند به یک نقطه خیره شده بود. حدس من این بود که در حال مرور خاطراتش از مبارزان و مبارزات گذشته است. خاطره کسانی که فقط به دنبال نفع شخصی نبودند و حاضر بودند در راستای آنچه درست و انسانی میپندارند از خود مایه بگذارند. خواستم بگم که وضعیت کنونی با وجود اینکه انسان ها رو به سمت سوداگری و دلالی و هزار جور نفع شخصی دیگه میبره ولی هنوز هستند انسان های شریفی (از کارگر صنعتی و معلم و پرستار و …) که آرمان انسانی در سر داشته و به تجربه دریافته اند که در راستای احقاق حقوق خود و هم نوعانشان باید به شکلی متحدانه در مقابل ظلم و جور ایستادگی کنند. این روایت ها برای مادرم تاییدی بود بر این که هنوز در رگهای انسان های دوره کنونی شرافت و تعهد جاری ست. چیزی که باید دید و بدان امیدوار بود.
تشکر از شما بابت زحماتی که میکشین